نقد سریال رؤیای نیمه شب
داستان با اقتباس از رمان، با تعلیق ها و چالش های بسیارخوبی آغاز شد، سپس شخصیت های اصلی وفرعی تاحدی دربستر داستان فیلم معرفی شدند ودرقسمت های میانی وپایانی شاهد قلاب شدن روایت برای مخاطب وشوق دنبال کردن آن با درگیرشدن احساس مخاطب شکل گرفت. ازلحاظ کیفیت بصری سریال از بافت بسیارعالی و کیفیت قابل قبولی درگریم، لباس، طراحی صحنه ها و… برخوردار است. نوع زاویه دید صحنه ها و نورپردازی های به جا وحرفه ای درکنار کادربندی دقیق صحنه ها اثر را هم راستای آثارماندگار تاریخی قرارمی دهد. بازی نقش های اصلی درکنار مکمل ها بپخته و باورپذیرند اما شاید زمان بیشتری برای جا افتادن نیاز دارند و محدودیت زمانی 24قسمت کمی از آن کاسته است. خط سیر داستان باوجود اینکه اقتباسی از رمان است، اما به مدد داستان های فرعی و تغییرات فیلمنامه وتعلیق ها، جذابیت سریال را افزایش داده است اما دربرخی قسمتها روایت ناقص و سریع عبور می کند وبرخی هم زیادی کش دار می شود. مثل گم شدن نوزاد و یا شفای ابوراجح می توانست بهتر وبیشتر شرح داده شود. باتوجه به حقیقی بودن بستر تاریخی سریال، انتظارمی رفت حضورخودعلامه حلی نیز درسریال وحتی اولجایتو دیده وپرداخته بشود،وجه تاریخی پررنگ تر باشد. پرداختن به موضوع شبهات مهدویت ومسأله امام زمان عج موضوع کمتر پرداخته شده ای بود که درقالب داستان نمایش داده شده است اما حضور ویاری امام می توانست بیشترپرداخته بشود و در داستان جا بیفتد، عشق فتاح به تلما که با دوگانگی آغاز شده به یک تعالی می رسد وبه پختگی فتاح می انجامد.
شخصیت های زن و مرد فیلم از یک سطح عقلانيت انسانی برخوردارهستند که آن را کمتر دیده ایم. دراینجا با سبک عشقی خردمندانه مواجهیم که دربین تمام شخصیت های زن ومردسریال درجریان است. برخلاف سریال هایی که تابحال تماشاکردیم، رفتارهای احساسی غیرعقلانی ضدزن وضدمرد وجود ندارد، جایگاه شخصیت های مرد وزن مطابق الگو های انسانی واسلامی به خوبی پرداخته شدند، تلما، شخصیت یک زن مسلمان متدین رانمایش می دهد که عقلانیت او مانع احساساتش نیست
تلما می تواند نمونه ای از الگوی زن تراز اسلامی باشد،درحالیکه تابحال شخصیت زن انگونه که شایسته است نمایش داده نشده بود. عشق فتاح وتلما می توانست پخته تر وبیشتر پرداخته شود، دراین میان ظرافت های عشق حمود وحیام دربین حوادث مختلف گم شد.
دوگانگی مخاطب در تشخیص عشق سوبیتای به حیام ویاطمع قدرت داشتن اوست وتا لحظه آخر سردرگم است. بازی شخصیت میکائیل ازجمله نقش آفرینی های درخشان فیلم بود که موازی با نقش حاکم، ابوراجح، صائمه و… همگی خوش درخشیدند.بازهم ای کاش طول داستان ادامه داشت و روایت های تاریخی مهم این مقطع از تاریخ مستقیما به نمایش درمی امد.یعنی حضورعلامه درقسمتهای مختلف فیلم ونقش برجسته ی روحانیت در هدایت مردم درعصر غیبت وهمچنین درفرایند شیعه شدن حکومت مرکزی اولجایتو درسلطانیه نمایش داده می شد. متاسفانه صحنه های خشن وتیره فیلم بسیار زیاد بودندو درنمایش گذشته ی شخصیت ها سوبیتای، ماتیکان وحاکم به اوج خود رسیده است. این درحالیست که صحنه های درگیری و رزم باعث جذابیت فیلمها هستند ومنکرآن نیستیم، اما خودکشی یک مادر جلوی چشم فرزند یا کشته شدن مادر توسط پدری بدمست، علی رغم خوی وحشی مغولی، حقیقتا ایده ای اقلیت و بسیاربارعاطفی تیره وغمگینی دارد والبته درجایی از داستان مطرح می شود که به درک کاراکتر ها کمکی نمی کند و بار دراماتیک وخشونت فیلم را بالا می برد؛ حتی اگر فرضا مطرح شدن آن برای درک روانشناختی شخصیت ها باشد.
علی رغم بافت ظاهری مطلوب و بازی بازیگران، فیلم نامه نویس درنگارش دیالوگ ها و ادبیات تاریخی روایت ضعیف سردرگم عمل کرده است.شیوه صحبت کردن شخصیت ها میان ادبیات معاصر و کلمات وافعال کهن سردرگم و غیر قابل باور است، یکدستی ادبیات وشیوه سخن گفتن بایستی با بازی بازیگران درقصه و بافت ظاهری آن همخوان می بود و آن را باور پذیر تر می کرد.
درانتهای سخن می توان گفت رمان رویای نیمه شب وسریال اقتباسی آن، مقدمه ای است برای نمایش همزمان عشق، مذهب، احساس وعقلانیت، تضاد ها و وصال ها، والبته می تواند راهگشای آیندگان باشد برای ساختن تولیداتی که غنای فرهنگ ایرانی اسلامی را دوچندان کند، شخصیت هایی بسازد که الگوی دختران وپسران باشند و حقیقت های زیست دینی را در پهنه تاریخ و در عصر انقلابی اسلامی تا حاکمیت حضرت صاحب الزمان عج نمایان سازد.
فاطمه رضایی