به نام خداوند بخشنده مهربان.
نقد سریال “رویای نیمه شب”
سریال “رویای نیمه شب” سریالی است با ژانر تاریخی_عاشقانه به کارگردانی آقای “حسن آخوندپور” و تهیه کنندگی آقای “سعید سعدی”.
این سریال بر محور داستانی با اقتباس آزاد از رمان “رویای نیمه شب” نوشته مظفر سالاری است.
این سریال به خوبی توانسته با اقتباسی آزاد از رمان «رویای نیمه شب»، روایتی پرجزئیات را در دل تاریخ به نمایش بگذارد؛ از تضاد اهداف کاراکترها تا شکافهای دینی و مذهبی که مخاطبان بسیاری را درگیر کرده است. یکی از نکات قوت سریال، گردآوری بازیگرانی قدرتمند همچون: روزبه حصاری، حسن معجونی، بهاره افشاری، سعید شریف و … است.
برای مخاطبانی که رمان اصلی را خواندهاند، شاید تغییر نام شخصیتها در سریال سوالبرانگیز باشد. اما همانطور که در تیتراژ ذکر شده، این سریال یک «اقتباس آزاد» است؛ بنابراین کارگردان تلاش کرده یا حفظ جوهرهی داستان مظفر سالاری جان هدفی خواننده را به تصویر بکشد. رویای نیمهشب موفق شده بی آنکه در دام کلیشههای تکراری سریالهای تاریخی بیفتد، «لحن» اثر را حفظ کند. این اثر به ما یادآوری میکند که اقتباس، کپیبرداری نیست؛ بلکه تفسیر و ساخت دوبارهی یک جهان پرهیاهو است.
بزرگترین قدرت بازیگران این سریال، نه در حجم دیالوگها، بلکه در «سنگینی سکوتهایشان» نمایان است. برای مثال، روزبه حصاری در نقش «سوبیتای» و سعید شریف در نقش یک عاشقپیشه، با استفاده از تکنیک «بازی درونی»، اضطراب و نگرانیهای یک عشق پرچالش را در کنج لبان و لرزش نگاهشان پنهان کردهاند. لحظاتی که دوربین روی صورت آنهاست و بدون هیچ حرفی با نگاهشان عشق را روایت میکنند، همان جاست که بیننده سنگینی بار دراماتیک سریال را با تمام وجود درک میکند.
در کنار این نقاط قوت، طراحی صحنه، گریم بازیگران مرد و طراحی لباس بسیار ظریف و متناسب با فضا کار شده و به باورپذیری طبقات اجتماعی کمک کرده است. البته یک نقد منصفانه نیز به بخش گریم بازیگران زن (مانند شخصیت هیام) وارد است؛ میگاب غلیظ آنها با فضای تاریخی داستان همخوانی ندارد. با این حال، موسیقی و صدابرداری سریال بسیار هماهنگ و تاثیرگذار است؛ انتخاب درست عوامل در موسیقی، به خوبی حس معنویت و اصالت تاریخی را منتقل میکند و در لحظات اوج، به تنهایی بار دراماتیک صحنه را به دوش میکشد.
آنچه در کلیت این سریال به چشم میخورد، عشق میان دو مذهب و تصمیمات کورکورانهای است که شخصیتها را در دوراهی قرار میدهد؛ عشقی که تنها مختص دوران مغول و حکومت اولجایتو نیست و در روزگار کنونی نیز ملموس است. شخصیتپردازیهای خاکستری باعث شده مخاطب نتواند به سادگی مرز خیر و شر را تشخیص دهد و همین ابهام، بر جذابیت داستان افزوده است. همچنین ظرافت نورپردازی در سکانسهای خلوت و احساسی، به خوبی احوالات درونی کاراکترها را بازتاب میدهد و به درک بهتر موقعیت کمک میکند.
در نهایت، «رویای نیمهشب» برای ما نه فقط تماشای یک سریال، بلکه تجربه زیستن در میان تضادهایی بود که بازیگران با ظرافت تمام آنها را به نمایش گذاشتند. اثری که مانند گاریاش در ذهن به خاطر حرفهای ناگفتهای است که در چشمان بازیگران جاری بود و تقابل همیشگی «عقل حسابگر» و «دل عاشق» را به زیباترین شکل روایت کرد.
نویسندگان نقد: ریحانه افشاری، کتایون معروفی