به نام او (چند خطی برای فیلم تازه رویای نیمه شب)
۱. بازار داغ اقتباس: در این روزها و سالهای گذشته ساختن فیلم از روی کتابها رایج شده است همان گونه که زخم کاری را از روی بیست زخم کاری ، یاغی را از روی سالتو، سوران را از روی عصرهای کریسکان ، بامداد خمار و سووشون را از روی کتابی به همین نام ساخته اند و اینبار نوبت رویای نیمه شب مظفر سالاری است، اصولاً ساختن فیلم اقتباسی یک پله سخت تر از ساختن فیلم معمولی به نظر میرسد چرا که خوانندگان کتاب شخصیت ها را به گونه ی دلخواه در ذهن تصویر کرده اند و حالا باید شخصیتهای فیلم آن قدر باور پذیر باشند تا آن شخصیت های ساخته شده ذهنی را کنار زده و جانشین آن شوند بعلاوه در اینجا تیم کارگردانی باید انتخاب کند که میخواهد گام به گام با کتاب پیش رود یا نه تنها شالودهی اصلی آنها یکسان باشد کافی است. معمولا گزینه ی دوم مورد انتخاب است چون در هر حال فیلم باید جذابیت بصری داشته باشد و غافلگیری هایی به همراه داشته باشد.
۲. طراحی صحنه و لباس: در عین وفاداری به کتاب به نظرم فیلم طراحی هوشمندانه ای داشته است زمانی که صحبت از فرد مغول می شود همان تصویر فیلم را در ذهن تداعی خواهیم کرد ، شاهدخت مقتدر لباسهایی با رنگ گرم می پوشد و تلما که مظهر پاکی و آرامش است رنگ های آرام ترس را انتخاب کرده است.
۳. فرار مرد از دست زن کلیشهای تکراری یا داستان واقعی؟
دختر پرده نشینی نیست در برابر ظلم بلد است بایستد، دست به مبارزه دارد گاهی هم دچار خطا در قضاوت است. فتاح هم رزم آوری و زیرکی را بلد است. خلاصه که از آن مثبتهای پوشالی غیرواقعی به نظر نمی رسند.
حرف آخر : دوست دارم این سبک فیلمها را و دنبال میکنم هرچند فکر میکنم اگر کمی اصلاح نور و رنگ بیشتری انجام میشد و یک مقدار تدوین منظم تر میشد فیلم عالی تر بود. حال باید دید سر انجام چه خواهد شد.
زهرا اسدی