قدرت ترس و ترس قدرت

«یادداشتی بر رمان قلعۀ مالویل» بهقلم نادر سهرابی در سالهای اخیر بسیار میشنویم که میگویند آمریکا با به کار بردن بمب اتم در هیروشیما و ناکازاکی جنگ را متوقف کرد. این توصیف کشوری است که میتواند جنگ را تا سرحد صلح پیش ببرد. کاملاً سرراست و بیمقدمه میخواهیم از رمان قلعۀ مالویل دربارۀ ماهیت […]
قلعه مالویل، روبر مرل

در رمان «قلعهمالویل» روبر مرل، انفجاری سهمگین – احتمالاً هستهای – جهان را در لحظهای کوتاه به ویرانه بدل میکند. تنها چند نفر که در سرداب قلعهای سنگی پناه گرفتهاند از نابودی میگریزند. آنها در دل سکوت و ویرانی، میکوشند زندگی را از نو بسازند؛ بیآنکه خبری از دولت، قانون یا شهر باقی مانده باشد. […]
شبهای روشن، فئودور داستایفسکی

“عشق با طعم رنج” شبهای روشن، اثر کوتاه داستایفسکی، روایت مردی را از انزوای شبانگاهی آغاز و با خودآگاهی در روز، به اتمام میرساند. داستان درباره مردی ناشناس است که از زاویه دید اول شخص، حکایت ملاقاتش با زنی به اسم ناستنکا در خیابانی در پترزبورگ را بازگو میکند. حکایتی که انزوای پرسهزنی مرد در […]
صبحانه در تیفانی، ترومن کاپوتی

گزینش صبحانه در تیفانی، ترومن کاپوتی صبحانه در تیفانی، ترومن کاپوتیگزینش صبحانه در تیفانی، ترومن کاپوتی گزینش صبحانه در تیفانی، ترومن کاپوتی صبحانه در تیفانی، ترومن کاپوتی گزینش صبحانه در تیفانی، ترومن کاپوتی صبحانه در تیفانی، ترومن کاپوتی
نون والقلم، جلال آلاحمد
سرگذشت ندیمه، مارگارت اتوود

“زنان همشکل” مهمترین ویژگی زنان در دوره پیشامدرن، همشکلی بود. یک نوع خاصیت تکرار شوندگی که الگویی تراز از زنانگی را بازنمایی میکرد. زنانی که همه خیاطی بلدند، همه در آشپزی سرآمد بودند، همه به نوعی مطیع زاده شده بودند. برای همه آنها هم پوشش یکسان تعریف میشد، چون آنچنان تفاوتی در سبک زندگیشان وجود […]
محاکمه، فرانتس کافکا
من قاتل پسرتان هستم، احمد دهقان

بیفاصله با جنگ مجموعه داستان من قاتل پسرتان هستم، از خیلی جهات با آنچه معمولاً درباره دفاع مقدس میشنویم متفاوت است. در کل متن کتاب حتی به عبارت دفاع مقدس هم برنمیخوریم؛ برای احمد دهقان دفاع مقدس جنگ است. او کسی است که شاید از هر نویسنده دیگری بیشتر جنگ را درک کرده باشد و […]
زمین سوخته، احمد محمود
جای خالی سلوچ، محمود دولت آبادی

رمانی پر از جای خالی… “معرفی کتاب جای خالی سلوچ” زنی تنها در کویر «جای خالی سلوچ» بیشتر از اینکه جای خالی سلوچ باشه جای پر مرگانه. جای زنی که شوهرش در یک صبح زمستانی، بیهیچ مقدمه و توضیحی زن و بچشو رها میکنه و میره. اون میره و مرگان میمونه، با انبوهی از […]